|
عاشقانه
|
||
|
|
||
|
درباره وبلاگ
فهرست اصلی آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
عکس خودم طبیعت توریستی هشته سر(2) عکسها100
شعرهای عاشقانه گجه سفالیدی یاز هواسدی اشیهدن گلن سس ساز نواسدی او آیریلیخ بیزده سوز سواسدی یارمی سن منن باریشدیرگنان ایواندان باخیدی آلا جیرانیم ددیم او گوزلره یامان حیرانام بیلی سن کی سن سیز یامان ویرانام یارمی سن منن باریشدیرگنان ایه باخ سوزومه اوز دندرمه سن اگر یارمی اویمه سن گوندرمه سن اوندا بیلرم کی یامان بنده سن یارمی سن منن باریشدیرگنان گنه بایرام گلدی هامی باریشدی قوهوم اولاد بیربیرینه قاریشدی من مسلمم یووام بیرجه قاریشدی یارمی سن منن باریشدیرگنان من خودم این اشعار را سرودم در حقیقت قبل از رفتن به دانشگاه شعر میگفتم ولی چون با رشته ام (کامپیوتر)جور در نیومد ولش کردم.
به قلم مسلم نباتي: در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 23:30 موضوع: | + شمارنده آمرود شعر
بو دنیادا انسان عمرو از اولمیا بیر ایریلیخ بیرده الوم ترسه دنن یاز اولمیا ایستمیرم او جننتی اوردا صحبت ساز اولمیا
دوست اودو کی چاغیرانداجان دیه سوزه جاواب داماریندا قاندیه اوزو یانا سوننان سنه یان دیه اوجور دوستا جان قوربانی یخچیدیر
به قلم مسلم نباتي: در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 22:46 موضوع: | +
گونش
• انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند پزشك قانوني به تيمارستان دولتي سركشي ميكرد. مردي را ميان ديوانگان ديد كه به نظر خيلي باهوش ميآمد. او را پيش خواند و با كمال مهرباني پرسيد كه: شما را به چه علت به تيمارستان آوردهاند؟ مرد در جواب گفت: آقاي دكتر! بنده زني گرفتهام كه دختر هجدهسالهاي داشت. يك روز پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادرزن پدر شوهرش شد. چندي بعد دختر زن بنده كه زن پدرم بود پسري زاييد. اين پسر، برادر من شد زيرا پسر پدرم بود. اما در همان حال نوه زنم و از اينقرار نوه بنده هم ميشد و من پدر بزرگ برادر ناتني خود شده بودم. چندي بعد زن بنده هم زاييد و از آن روز زن پدرم خواهر ناتني پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد. در صورتي كه پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمنا نوه او بود. از طرفي چون مادر فعلي من، يعني دختر زنم، خواهر پسرم ميشود، بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شدهام. ضمنا من پدر و مادر و پدربزرگ خود هستم، پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه من است! آقاي دكتر! اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار ميشديد، قطعا كارتان به تيمارستان ميكشيد!!
به قلم مسلم نباتي: در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 19:21 موضوع: | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||